اشعار حسان در روز غدير
اشعار حسان در روز غدير[1]
گفته است شيخ مفید- ادام اللَّه عزّه- از جمله آن چيزها كه دلالت مىكند بر صحت قول شيعه كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از لفظ مولى در روز غدير معنى امامت اراده كرده قول حسّان بن ثابت است بنا بر آنكه روايات آمده بر اينكه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله وقتى كه نصب كرد على بن ابى طالب عليه السّلام را در روز غدير نشانه و علامت از براى هدايت مردم و فرمود در آن روز آنچه مشهور است رخصت طلب كرد حسان از حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از براى آنكه بگويد در آن مقام شعرى. پس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رخصت داد به او و شروع كرده گفت:
يناديهم يوم الغدير نبيّهم بخمّ و أسمع بالنّبيّ مناديا
و قال فمن مولاكم و وليّكم فقالوا و لم يبدوا هناك التعاميا
الهك مولانا و أنت وليّنا لم تجدن منّا لك اليوم عاصيا
فقال له قم يا علىّ فانّنى رضيتك من بعدى اماما و هاديا
فمن كنت مولاه فهذا وليّه فكونوا له انصار صدق مواليا
هناك دعا اللّهمّ وال وليّه و كن للّذي عادى عليّا معاديا [2]
يعنى ندا كرد مردم را در روز غدير پيغمبر ايشان در خم [3]و چه شنواننده است پيغمبر در حالتى كه نداكننده باشد. گفت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به جماعت: كيست مولاى شما و ولىّ شما؟ گفتند آن جماعت و اظهار نكردند در آنجا عدوان را و تعدّى را كه خداى تو مولاى ماست و تو ولىّ مائى و هرگز نمىيابى از جماعت ما امروز نسبت به خود عصيانكننده را. پس گفت پيغمبر به على بن ابى طالب عليه السّلام كه برخيز يا على و به درستى كه من راضى شدم از براى تو بعد از خود امام خلايق بودن و هادى ايشان بودن را. پس هر كه بودم من مولاى اوبه درستى كه على بن ابى طالب ولى اوست.[4] پس بوده باشد از براى على بن ابى طالب نصرت دهندگان به راستى و دوستان. اينجا دعا كرد پيغمبر كه بار خدايا دوست دار هر كه دوست دارد على بن ابى طالب را و بوده باش از براى كسى كه دشمنى كند با على بن ابى طالب دشمنىكننده.
فرمايش هشدارآميز پيامبر ص به حسان
پس چون فارغ شد حسّان از اين شعر، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به او، گفت: اى حسّان! هميشه تو مدد يافته شده مىباشى به روح القدس مادام كه نصرت و يارى ما كنى به زبان خود.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: اگر نه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله قصد نمود به لفظ مولى كه در آن روز فرموده آن لفظ را معنى امامت را هر آينه ثنا و ستايش نمىكرد حسان را به اينكه از زبان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله گفت راضى شدم از براى تو بعد از خود امامت و هدايت خلايق را چنان كه در معنى شعر مذكور شد. بلكه البته پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله انكار آن مىنمود و دور مىكرد آن را. زيرا بر اين تقدير حسان قصد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را درست نفهميده بود و مخالف قصد پيغمبر به نظم آورده بود.
و از آن جمله، قول قيس بن سعد بن عباده رحمه اللَّه است در وقتى كه متوجه صفّين بوده در قصيده «لاميّه» خود كه اول آن قصيده اين است:
قلت لمّا طغى العدوّ علينا حسبنا ربّنا و نعم الوكيل
حسبنا ربّنا الّذى فتح البص رة بالأمس و الحديث يطول
؛ يعنى گفتم وقتى كه ستم كردند دشمنان به ما كه بس است ما را پروردگار ما و خوب وكيلى است او پس ما را پروردگار ما آنچنان پروردگارى كه فتح كرده بصره را در ديروز و سخن دراز است و در اين قصيده اشعار بسيار است تا اين بيت:
و علىّ امامنا و امام لسوانا أتى به التّنزيل
يوم قال النّبىّ: من كنت مولا ه فهذا خطب جليل
انّما قاله النّبىّ على الأم ة حتم ما فيه قال و قيل ؛
يعنى و على بن ابى طالب امام ماست و امام همگى مردم، آورد اين معنى را قرآن در روزى كه گفت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله هر كه من بودم مولاى او پس اين يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام مولاى اوست. اين معنى امرى است عظيم و بسيار بزرگ به درستى كه نگفت اين سخن را پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مگر بر جميع امت از روى لزوم و وجوب و نيست در اين سخن قال و قيل.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: اين شعر با اينكه متضمن اعتراف به امامت امير المؤمنين است همچنين دليل است بر ثبوت مذهب تشيع، در صدر اول و ابطال عناد طايفه معتزله كه انكار اين معنى نموده مىگويند مذهب شيعه تازه حادث شده در زمان پيشين نبود.
اینجانب بهروز عارفی نیا(نجف قلی نژاد) متولد شهرستان آذرشهر،طلبه یکی از حوزه های شهر کاشان هستم.