رحلت جانگداز پيامبر اسلام (ص)
شهادت امام حسن مجتبى (ع)
امامت و حج
بعثت از ديدگاه اميرالمومنين (ع)

آزادى از ديدگاه امام على(ع)

روز رستاخيز
1- يا ايّها الناس، إنّما الدنيا دار مجاز و الآخرة دار قرار فخذوا من ممرّكم لمقرّكم، و لا تهتكوا أستاركم عند من يعلم أسراركم. 1- اى مردم دنيا سراى گذر است و آخرت خانه قرار و ابدى پس از گذرگاه خويش براى سر منزل ابدى، توشه بگيريد و پرده خويش را پيش كسى كه به اسرارتان آگاه است، ندريد.
2- من أصلح أمر آخرته، أصلح اللّه له أمر دنياه. 2- كسى كه كار آخرتش را اصلاح كند، خداوند كار دنيايش را اصلاح خواهد كرد.
? آيا ولايت فقيه همان ديكتاتوري صالحان نيست؟
? نخستين گام براي ارائه ي بحثي عادلانه و دقيق، تبيين مفاهيمِ به كار گرفته در شبهه ي فوق است. در غير اين صورت، راه براي مغالطه و انحراف از مسير مستقيم عقلاني و علمي باز خواهد شد. بدين منظور، در اوّلين گام، بايد ديكتاتوري را تعريف و ماهيت آن را معرّفي كنيم، آنگاه آن را با حكومت ولايي مقايسه كنيم و تفاوت ها يا احياناً تشابه هاي آن دو را استخراج نماييم.
نوع نظام سياسي ولايت فقيه1
? آيا نظريّه ي ولايت فقيه، تنها نظريّه ي شكل حكومت ديني است؟
? براي يافتن پاسخ صحيح پرسش، نخست بايد تفسير خود را از حكومت ديني توضيح دهيم. تفسير ما از حكومت ديني مبتني بر مسائل اساسي و پيش فرض هاي مهمّي در رابطه با تبيين ارتباط دنيا و آخرت، رابطه ي دين و سياست، مسئله ي انتظار از دين و دين حدّاقلي و حدّاكثري است، كه بررسي هر يك از آنها با توجّه به پيچيدگي هايي كه دارد، از حوصله ي اين مجال بيرون است.
امامت پس از علي (ع )
بعد از علي عليه السّلام هم باز ما وظيفه داريم دين را از كسي بياموزيم كه او از علي عليه السّلام آموخته و بدون كم و زياد هر چه را علي عليه السّلام از پيامبر صلّي اللّه عليه و آله فراگرفته ، او از علي عليه السّلام فرا گرفته باشد. و آن كس مسلما امام حسن عليه السّلام وامام حسين عليه السّلام هستند و بعد از آنها هم امام زين العابدين علي بن الحسين عليه السّلام تا برسد به امام دوازدهم حضرت مهدي منتظر حجة ابن الحسن (عج )؛ زيرا آنچه آنان به مردم مي گويند از روي حدس و گمان نبوده ، بلكه ((ابا عن جدٍ)) و ((خلفاً عن سلفٍ)) از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله نقل مي نمايند.

معنی امامت2
امامت به معنى ولايت
امامت، درجه و مرتبه سومى دارد كه اوج مفهوم امامت است و كتابهاى شيعه پر است از اين مطلب، و وجه مشترك ميان تشيع و تصوف است. البته از اينكه مىگويم وجه مشترك، سوءتعبير نكنيد، چون ممكن است شما با حرفهاى مستشرقين در اين زمينه روبرو شويد كه مسأله را به همين شكل مطرح مىكنند. مسألهاى است كه در ميان عرفا شديداً مطرح است و در تشيع نيز از صدر اسلام مطرح بوده و من يادم هست كه كُرْبَن حدود ده سال پيش در مصاحبهاى كه با علامه طباطبايى داشت، از جمله سؤالاتى كه كرد اين بود كه اين مسأله را آيا شيعه از متصوفه گرفتهاند يا متصوفه از شيعه؟ مىخواست بگويد از ايندو يكى از ديگرى گرفته است. علامه طباطبايى گفتند متصوفه از شيعه گرفتهاند، براى اينكه اين مسأله از زمانى در ميان شيعه مطرح است كه هنوز تصوف صورتى به خود نگرفته بود و هنوز اين مسائل در ميان متصوفه مطرح نبود، بعدها اين مسأله در ميان متصوفه مطرح شده است. پس اگر بنا بشود كه از ايندو يكى از ديگرى گرفته باشد، بايد گفت متصوفه از شيعه گرفتهاند.
معنى امام1
كلمه «امام» يعنى پيشوا. كلمه «پيشوا» در فارسى، درست ترجمه تحتاللفظى كلمه «امام» است در عربى. خود كلمه «امام» يا «پيشوا» مفهوم مقدسى ندارد. پيشوا يعنى كسى كه پيشرو است، عدهاى تابع و پيرو او هستند اعم از آنكه آن پيشوا عادل و راهيافته و درسترُو باشد يا باطل و گمراه باشد.
قرآن هم كلمه امام را در هر دو مورد اطلاق كرده است. در يك جا مىفرمايد: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا «1» ما آنها را پيشوايان هادىِ به امر خودمان قرار داديم. در جاى ديگر مىگويد: أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ «2» پيشوايانى كه مردم را به سوى آتش مىخوانند. يا مثلًا درباره فرعون كلمهاى نظير كلمه امام را اطلاق كرده است: يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ «3» كه روز قيامت هم پيشاپيش قومش حركت مىكند.








اینجانب بهروز عارفی نیا(نجف قلی نژاد) متولد شهرستان آذرشهر،طلبه یکی از حوزه های شهر کاشان هستم.